طبقه بندی های آب و هوایی
از زمان باستان تاکنون ، به موازات توسعه علوم ، شناخت هر چه بيشتر هوا و اقليم هم به جلو ميرود. فيلسوفان يوناني علاقه زيادي به هواشناسي و اقليم نشان ميدادند. در واقع اين دو لغت هر دو ريشه يوناني دارند. تقسيم بندي جهان به پنج منطقه اقليمي ، يعني مناطق سرد و منجمد شمال و جنوب ، مناطق معتدل شمال و جنوب و منطقه گرم (مناطق اقليمي جهان) ، به پارومنيدس (Parmenides) يوناني نسبت داده ميشود که در پنج قرن پيش از ميلاد مسيح ميزيسته است. زماني که مشاهده و حدس و گمان و خرافات در توسعه و پيشرفت هواشناسي و اقليم شناسي نقش بازي مينمودند، تا به آغاز قرن هفدهم طول کشيد. در اين هنگام اختراع ادوات هواشناسي و ثبت ديدبانيها به ياري اين علوم آمده و توضيحات دقيقتر اقليمي را در دسترس قرار داده و آناليز علمي پديدههاي هوا را ممکن ساختند.
لزوم استفاده از علم اقليم شناسي:
در طرحهاي آبي برخي از سازه ها بر اساس معيارهاي هوا شناسي و برخي ديگر بر مبناي معيارهاي اقليم شناسي طراحي ميشوند. مثلاً احداث يك سد مخزني براي ذخيره آب را در نظر بگيريد. حجم مخزن بايد طوري باشد كه رواناب سالانه را در خود جاي دهد. بنابراين طراحي آن بايد بر اساس مقدار آبي باشد كه معمولاً هر سال در رودخانه جاري ميشود. لذا اين حجم بر اساس يك معيار آب و هوايي يا اقليمي تعيين مي گردد. گرچه حجم آب سالانه ميتواند متغير باشد اما آنچه در طراحي حجم مخزن مهم است متوسط مقدار آبي است كه در درازمدت در عمر اقتصادي سد ميتوان در هر سال انتظار آن را داشت.
اما مثلاً طراحي سرريز اضطراري سد بايد بر اساس حداكثر دبي هاي لحظه اي كه در اثر ريزش بارانهاي شديد اتفاق مي افتد صورت گيرد. بنابراين؛ معيار طراحي براي سرريز ؛ بارشهايي است كه ممكن است به دليل وضعيت هوا در يك زمان خاص اتفاق افتد. چنين باراني را نميتوان يك عنصر اقليمي دانست بلكه يك پارامتر هواشناسي مي باشد. از اين جهت يك نفر متخضض هيدرولوژي هم بايد از وضعيت هواشناسي منطقه و هم تا اندازه اي از وضعيت اقليمي آن منطقه اطلاعات داشته باشد.